تبليغاتX
ღ♥ღ قروقاطی ღ♥ღ

Does Love need a Reason...?? عشق دلیل میخواد؟

Some people never understand
بعضیها هیچوقت نمیفهمند

 
The image “http://i28.tinypic.com/mm4ug1.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.
 

Once a lady when having a conversation with her lover, asked:
یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود ،ازش پرسید
Lady :
Why do you like me..? Why do you love me?
چرا دوستم داری؟واسه چی عاشقمی؟


 
The image “http://i30.tinypic.com/2upd7qo.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.
 

Man :
I can t tell the reason.. but I really like you..
دلیلشو نمیدونم ....اماواقعا"‌دوست دارم

Lady :
You can t even tell me the reason... how can you say you like
me? How can you say you love me?
تو هیچ دلیلی نمیتونی بگی پس چطور دوستم داری؟
چطور میتونی بگی عاشقمی؟

 

Man :
I really don t know the reason, but I can prove that I love U.
من جدا"دلیلشو نمیدونم اما میتونم بهت ثابت كنم

Lady :
Proof? No! I want you to tell me the reason. My friend s boyfriend can tell her why he loves her but not you!
ثابت كنی؟من میخوام دلیلتو بگی . دوست پسر یكی از دوستام میتونه علت عاشق بودنشو بگه اما تو میگی نمیدونی!!!!ه


 
The image “http://i29.tinypic.com/2s60byc.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.
 

Man :
Ok..ok!!! Erm... because you are beautiful,
باشه !!!میگم ،چون خوشگلی

 

because your voice is sweet,
صدات گرم وخواستنیه
 

because you are caring,
همیشه بهم اهمیت میدی
 

because you are loving,
دوست داشتنی هستی
 

because you are thoughtful,
باملاحظه هستی
 

 
because of your smile,
بخاطر لبخندت
 

because of your every movements.
بخاطر همه حركاتت
 

The lady felt very satisfied with the man s answer.
دختر ازجوابهای اون خیلی راضی وقانع شد
 

Unfortunately, a few days later, the Lady met with an accident and went in comma.
متاسفانه چندروزبعد دختر تصادف وحشتناكی كرد و به كما رفت

The Guy then placed a letter by her side,
پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون


 
The image “http://i29.tinypic.com/k21pft.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.The image “http://i26.tinypic.com/1zbaplf.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.
 

 
here is the content:
Darling, Because of your sweet voice that I love you...Now can you talk? No! Therefore I cannot love you.
عزیزم،گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی،میتونی؟نه
پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

Because of your care and concern that I like you..Now that you cannot show them, therefore I cannot love you.
گفتم بخاطراهمیت دادنها و مراقبت كردنهات دوست دارم اما حالا كه نمیتونی برام
اونجوری باشی پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

 
 
Because of your smile, because of your every movements that I love you..
گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم
 

Now can you smile? Now can you move? No , therefore I cannot love you...
اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم


 
 The image “http://i27.tinypic.com/acwrkm.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

If love needs a reason, like now, There is no reason for me to love you anymore.
اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجودنداره
 

Does love need a reason?
عشق دلیل میخواد؟
 

NO! Therefore,
I still LOVE YOU...
نه!!!!معلومه كه نه!!!!پس من هنوز هم عاشقتم

 

 
The image “http://i31.tinypic.com/2gsgzo9.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

 
"True love never dies for it is lust that fades away. Love bonds for a lifetime but lust just pushes away"
عشق واقعی هیچوقت نمی میره،این هوس است كه كمتروكمتر میشه وازبین میره 
************ ********* **
Immature love says: 'I love you because I need you.' Mature love says 'I need you because I love you.'
عشق خام وناقص میگه:"من دوست دارم چون بهت نیاز دارم "ولی عشق كامل وپخته میگه:"بهت نیاز دارم چون دوست دارم"ه

 
'Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart Determines Who Stays...'


 

نوشته شده توسط عسل (مدیر) در یکشنبه 1387/05/27 ساعت 12:40 PM موضوع | لينک ثابت


                                                       

 

خيال کردم در کنار ساحل با خدا قدم ميزنم

در آسمان تصويري از زندگي خود را ديدم

در هر قسمت دو جاي پا بود

يکي متعلق به من و ديگري متعلق به خدا

وقتي آخرين تصوير زندگي ام را ديدم

به جاي پاي روي شن ها نگاه کردم

ديدم که چندين زمان در زندگي ام يک جاي پا بيشتر نيست

براي رفع ابهاهم از خداسوال کردم

"خدايا فرمودي که اگر به تو ايمان بياورم

هيچ زمان مرا تنها نخواهي گذاشت

ديدم که در سخت ترين لحظات زندگي ام تنها يک جاي پا است .

چرا در زماني که بيشترين نياز را به تو داشتم تنهايم گذاشتي"

خدا فرمود:

فرزند عزيزم

تو را دوست دارم وتنهايت نمي گذارم

در مواقع سخت اگر يک جاي پا بيشترنيست

درآن لحظات تو را به دوش مي کشيدم.

ممنونم خدا .... ممنونم به خاطر اينكه هميشه هستي ...

(خدایا کمکم کن که باز هم باشم و تحمل کنم.)

 

 


 

نوشته شده توسط عسل (مدیر) در یکشنبه 1387/05/20 ساعت 7:37 PM موضوع | لينک ثابت


تو به من خندیدی

 

تو به من خندیدی و نمی دانستی

 

من به چه دلهره از باغچه،همسایه

 

سیب را دزدیدم

 

باغبان از پی من تند دوید

 

سیب را دست تو دید

 

غضب آلود به من کرد نگاه

 

سیب داندان زده از دست تو افتاد به خاک

 

و تو رفتی و،هنوز

 

سالها،هست که در گوش من آرام

 

آرام

 

خش خش گام تو تکرار کنان

 

می دهد آزارم

 

ومن اندیشه کنان

 

غرق این پندارم

       

                      که چرا...

خانه کوچک ما سیب نداشت

خانه کوچک ما سیب نداشت


 

نوشته شده توسط عسل (مدیر) در یکشنبه 1387/05/13 ساعت 1:57 PM موضوع | لينک ثابت


به تو می اندیشم

 

 magnify
همه ميپرسند :چيست در زمزمه ي مبهم آب؟
چيست در همهمه ي دلکش برگ؟
چيست در بازي آن ابر سپيد؟
روي اين آبي آرام بلند
که تو را مي برد اينگونه به ژرفاي خيال؟
چيست در خلوت خاموش کبوتر ها؟
چيست در کوشش بي حاصل موج؟
چيست در خنده ي جام
که تو چندين ساعت مات و مبهوت به آن مينگري؟!
نه به ابر,آب,برگ
نه به اين آبي آرام بلند
نه به اين خلوت خاموش کبوترها
نه به اين آتش سوزنده که لغزيده به جام
من به اين جمله نمي انديشم
من مناجات درختان را هنگام سحر
رقص عطر گل يخ را با باد
نفس پاک شقايق را در سينه ي کوه
صحبت چلچله ها را با صبح
نبض پاينده ي هستي را در گندم زار
گردش رنگ و طراوت را در گونه ي گل
همه را مي شنوم
ميبينم
من به اين جمله نمي انديشم
به تو مي انديشم
اي سراپا همه خوبي
تک و تنها به تو مي انديشم.
همه وقت
همه جا
من به هر حال که باشم به تو مي انديشم
تو بدان اين را
تنها تو بدان
تو بيا
تو بمان تنها با من تو بمان
جاي مهتاب به تاريکي شبها تو بتاب
من فداي تو
به جاي همه گل ها تو بخند
اينک اين من که به پاي تو درافتادم باز
ريسماني کن از آن موي دراز
تو بگير
تو ببند
تو بخواه
پاسخ چلچله ها را تو بگو
قصه ي ابر و هوا را تو بخوان
تو بمان با من تنها تو بمان
در دل ساغر هستي تو بجوش
من همين يک نفس از جرعه ي جانم باقيست
آخرين جرعه ي اين جام تهي را تو بنوش
تو بنوش


 

نوشته شده توسط عسل (مدیر) در یکشنبه 1387/05/06 ساعت 6:50 PM موضوع | لينک ثابت


گفتی....

 
 
 
سهراب
گفتي:چشمها را بايد شست......
شستم ولي !.........
گفتي: جور ديگر بايد ديد.......
ديدم ولي !..............
گفتي زير باران بايد رفت........
رفتم ولي !.............
او نه چشمهاي خيس و شسته ام را..
نه نگاه ديگرم را...
هيچ کدام را نديد !!!!
فقط در زير باران
" با طعنه اي خنديد و گفت: " ديوانه باران نديده !!


 

نوشته شده توسط عسل (مدیر) در یکشنبه 1387/04/30 ساعت 7:52 PM موضوع | لينک ثابت


دریا

 

                                            

 

یک بار برای دیدن دریا به ساحل قدم گذاشتی...

 

اما امواج دریا هزاران بار برای بوسیدن

 

قدمگاهت تا روی ساحل پیش آمدند.


 

نوشته شده توسط عسل (مدیر) در یکشنبه 1387/04/30 ساعت 7:44 PM موضوع | لينک ثابت


امواج دریا!

امواج دریا خود را به ساحل می کوبند تا اشک های خود را به زیباترین خلیج ها تقدیم  کنند آری، در دل دریایی که نشان از عظمت دل ها دارد، شوری حکفرماست،حکم زندگی کردن است و مانند دریا بودن، دریایی بودن  . . . همه می گویند دریایی باش! هر چند دل دریا نیز می شکند.

دریا،آسمان

 


 

نوشته شده توسط عسل (مدیر) در یکشنبه 1387/04/30 ساعت 7:23 PM موضوع | لينک ثابت


دریا و مرد...

 

تنها و روی ساحل
 مردی به راه می گذرد
نزدیک پای او
 دریا همه صدا
 شب ‚ گیج درتلاطم امواج
 باد هراس پیکر
رو میکند به ساحل و درچشم های مرد
نقش خطر را پر رنگ میکند
 انگار
 هی می زند که : مرد! کجا میروی کجا ؟
 و مرد می رود به ره خویش
 و باد سرگردان
هی می زند دوباره : کجا می روی؟
و مرد می رود و باد همچنان
امواج ‚ بی امان
 از راه می رسند
لبریز از غرور تهاجم
موجی پر از نهیب
ره می کشد به ساحل و می بلعد
یک سایه را که برده شب از پیکرش شکیب
 دریا همه صدا
شب گیج در تلاطم امواج
باد هراس پیکر
 رو میکند به ساحل و .....

                                                            سهراب سپهری


 

نوشته شده توسط عسل (مدیر) در یکشنبه 1387/04/30 ساعت 7:22 PM موضوع | لينک ثابت


دریا..!!!

یادته من همیشه از دریا می ترسیدم؟

 

 

از موج های دریا گریزون بودم؟

 

 

ولی تو عاشق دریا بودی

 

 

 اما به خاطر من هیچ وقت پیشنهاد نمیدادی که کنار ساحل بریم

 

 

توهمیشه ساعت ها با من از دریا حرف می زدی اما حتی یک

 

 

بار هم نمی گفتی که کنار دریا بریم!

 

 

یک بار از آرامشی که دریا بهت می ده صحبت کردی

 

 

حسودیم شد دوست داشتم منم یک بار این آرامش رو حس کنم

 

 

این دفعه بهت پیشنهاد دادم که به کنار دریا بریم .

 

 

هیچ وقت چهره ی خوشحالت رو یادم نمیره از خوشحالی نمی

 

 

دونستی چی کار کنی!

 

 

فقط بهم گفتی :زود برو تو ماشین تا پشیمون نشدی

 

 

خیلی زود به دریا رسیدیم وقتی نگاهم به دریا افتاد از حرفی که

 

 

زده بودم پشیمون شدم

 

 

خواستم بگم بر گردیم که شادی تو مانع حرفم شد ترس تمام

 

 

وجودم رو فرا گرفته بود

 

 

 با هر قدمی که بر می داشتیم ترس بیشتری وجودم رو می

 

 

گرفت!

 

 

چشمانم را بستم که نزدیک شدنم به دریا رو نبینم

.

 

با فریاد دو چشمانم را  باز کردم دریا را جلوی خودم دیدم از

 

 

وحشت یک قدم به عقب برداشتم

 

 

تو فریاد شادی سر می دادی اما من؟!

 

 

اشک در چشمانم حلقه زده بود روی شن ها نشستم .

 

 

ثانیه شماری می کردم تا برگردیم خونه تو هم کنار من نشستی

 

 

بلند بلند خدا رو شکر می کردی که بلاخره تونستی به ترس من 

 

 

از دریا تمامی بدی

 

 

کیف پولت رو از جیبت در اوردی ساعتت رو هم در اوردی!

 

 

گفتی من می رم تو وآب هر وقت فکر کردی تو هم می تونی و

 

 

دوست داری بیای تو آب صدام کن باشه؟

 

 

آومدم مانع رفتنت به داخل آب بشم که دیدم خیلی دیر شده تا کمر

 

 

جلو رفته بودی!

 

 

بعد از چند دقیقه فقط سرت پیدا بود

 

 

آخرین چیزی که یادم میاد اون موج شدید بود وقتی اون موج به

 

 

ساحل خورد من از ترس به طرف ماشین دویدم

 

 

اما تو هیچ وقت نیومدی که ماشین رو روشن کنی و با هم به

 

 

خونه بر گردیم...

 

 

حالا توی کویری ترین شهر زندگی می کنم که هیچ

 

وقت نگاهم به دریا نیفته!

 


 

نوشته شده توسط عسل (مدیر) در یکشنبه 1387/04/30 ساعت 7:7 PM موضوع | لينک ثابت


عا شق شدن پسراا !!!

اول این که تا این اق پسرا یه دختر خو شگل می بینن ؟می گن اه

عجب جیگریه باید مخشو بزنم .....اول مو دبا نه می رن جلو ..

نه حالا زوده یه مدت می افتن دنباله دختره ببینن کجا میره با کی

میره.واسه چی میره وووووووو از این حرفا خلا صه بعد میرن امار شو

در می یارن که با کسی دوسته یا نه یا بهم زده .....بعد  یه هفته

................تصمیم می گیرن برن با دختره حرف بزنن؟

اما قبل اون کارایی از نظر اونا مفیدی رو باید انجام بدن از جمله

این که ...............

۱ می رن یه تی شرت جلف از دوستا شون غر ض می گیرن چون رنگ

سال بنفش و زرده یکی از همین دو نو ع رو قر ض می گیرن؟

۲حالا میرن دنبال شلوار لی بابا که تو دو ران جوونی می پو شیده

سر زانو شو جرررررررررررررر می دن {حالا به خل بودن پسرا اطمینان

پیدا کنید} تا به قول خو دشون بشه جلفه الی جلفخلاصه  هر

چی بلا که بگم سر این شلوار لی بد بخت می یارن به جون خودشون

کم گفتم ؟

۳ در مر حله سوم میرن مغازه سلمونی مش کریم که تازگی ها بهش

ارایش گاه مر دونه ......خلا صه ۱۲ هزار تو مان می دن و مو ها شونو

سیخ می زنن نمی دونم واتو میزنن از ای حر فا  که خلا صه بعد دو

سا عت می یان بیرون ...................و همین طوری که قدم میزنن

و دارن با مخ بی مخشون فک می کنن که چی به دختره بگن

که می بینن دختره از کلاس زبان اومد بیرونو با یه پسره سواره ما شین

می شن میرن بعد حالا تازه ما جرا شرو ع مي شه

اين پسره ديوونه تازه مي فهمه كه عا شقه؟؟؟؟؟؟ وديوونه بازي در مي ياره

تو خيابون فر ياد مي زنه پليسا مي يان جم عش كنن؟

يه چن ماه به خا طر و حشي بازي هاش زندان تشيف مي بره

بعد كه مي ره دنبال ما جرااااااااااا تازه مي فهمه يارو داداشش بودههههههه

اينم يه اپ خوب تقديم به شمااااااااااهاااااااااااااااااا


 

نوشته شده توسط عسل (مدیر) در یکشنبه 1387/04/23 ساعت 12:55 PM موضوع | لينک ثابت


پسرا لطفا...

با داشتن هیکلی ضایع تی شرت تنگ نپوشن......

 نزنن....after shave -از کلاس پنجم دبستان سه تیغه نکنن و

-جلوی مدرسه دخترانه نایستن و سیگار چاق نکنن....

-با دیدن یک فروند دختر جو زده نشده و تیکه جواتی بار نکنن...

ـ پس از ورود به دبیرستان سیگاری نشده و گوز گوز نکنن...

ـ پس از یافتن اولین دختر احساس مردانگی نکنن و به فکر ازدواج نیفتن....

ـ در مقابل دختر ها احساس بامزه بودن نکنن و چرت و پرت نگن...

ـ ادعای با معرفتی و با مرامی وخلاف سنگین نکنن....

ـ کت وشلوار صورتی با پیراهن زرد نپوشن و کروات قهوه ای نزنن....

تاشون قول ازدواج ندن.....Nتا دختر رفیق نباشن و به  N-در آن واحد با

ـ از ۹ سالگی پشت ماشین باباشون نشینن و خوارومادر ماشین رو به درک واصل نکنن.....

ـ احساس خوش تیپی نکنن و خود را دختر کش ندونن......

و از همه مهمتر : پس از خوندن این مطالب جنبه خود را نشون نداده و مرام و با حالی خود را اثبات نکنن.


 

نوشته شده توسط عسل (مدیر) در یکشنبه 1387/04/23 ساعت 12:49 PM موضوع | لينک ثابت


ماشين با بدنه الماس حقيقي

ماشين 480 ميليون دلاري با بدنه الماس حقيقي


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط عسل (مدیر) در یکشنبه 1387/04/16 ساعت 12:25 PM موضوع | لينک ثابت


چهل و شش سال غارنشيني مردي

چهل و شش سال غارنشيني مردي در جنگل هاي فومن بخاطر نرسیدن به یار!!!0

دوستان شاید باور کردن این موضوع سخت باشه که الان هم عاشق واقعی وجود داشته باشه ولی این مرد فومنی بخاطر معشوقه و غم اون سر بکوه گذاشته شایدداستان این مرد و شنیده باشید بنظر شما چرا دیگه ازین عشق های واقعی وجود نداره !!!چرا؟
 
 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط عسل (مدیر) در یکشنبه 1387/04/16 ساعت 12:21 PM موضوع | لينک ثابت


پسران به ۵ دسته تقسيم ميشوند:

پسران به ۵ دسته تقسيم ميشوند:

 ظاهر زيبا و مغروری دارند اما باطنشان بر ميگردد به بچه های راه اهن و مولوی

نه ظاهر زيبايی دارند و نه باطن زيبايی (البته پسران هيچ وقت نمی توانند باطنی زيبا داشته باشند و حتی معنای ان را هم نميتوانند درک کنند

ظاهر زيبايی ندارند اما باطنی زيبا ودلنشين و جذب کننده ای دارند که البته:
گشتم نبود نگرد نيست

بعضی پسران هستند که (ببخشيد ؛شرمنده ) خر به دنيا می ايند و گاو از دنيا ميروند خر به دنيا مي ايند چون از زندگی هيچ چی نمي فهمن و گاو از دنيا ميرن چون تمام عمرشان را به خردن و خوابيدن مشغول بودن و هيچ گاه سعی نکردند که چيزی را بفهمند ( البته کار خوبی کردند چون زور بی خود می زدند

دسته پنجم پپرانی هستند که به ظاهر پسر هستند و پسرانه رفتار می کنند اما در باطنشان دوس دارند دختر باشند که اين خصلت در صحبتها و اسامی که برای خودشان در نظر مي گيرند کاملآ مشخص است . به عنوان مثال:

پيشی ملوسه

پيشی را برای ظاهر در نظر گرفته که بگويد من سبيل دارم پس مردم اما کلمه ی ملوسه ظاهرش را مشخص مي کند چون همان طور که عزيز عزض فرمودند :
کلماتی مانند عروسکم؛ملوسکم؛خوشکلم؛نازم ؛عزيزم و...... برای دختران به کار می رود .

يه کلمه هم از زبون مادر شوهر

مردان هيچ قدرتی ندارند مخصوصآ در برابر اسلحه ی زنانه.
اما اگر بخواهی احساسی برخورد کنی می فهمی درست است (اما مردان قديم(چون:


انها سبيل دارند از نوع در رفته و بلندش
ريش دارند از نوع پر پشتش
مو دارند از نوع فرفری و بلندش
هيکلی دارند بلا نسبت فيل(داداش کوچيکه و اين حرفها

شايد همه ی اينها نشان دهنده ی قدرت باشد اما خوووووووووووب در پسران امروزی که نگاه کنی:


نشانی از ريش و سبيل نمی بينی


ريششان را به دليل مد سه تيغه ميکنند وبه جای ان خطی ميگذارند به نام خط ريش( ان هم برای اين که مردم بفهمند اينها خانوم نيستند و مثلآ اقا تشريف دارند


موهای فرفری هم از مد افتاده

و به جای ان از وسايلی از قبيل کلاه گيس؛ سشوار ؛ ژل و کتيرا و ...... استفاده ميکنند.(البته بعضی ها برای اين که نشان دهند هنرمند هستند موهای خود را تا منتها اليه شانه ها يا کمر خود بلند ميکنند
ديگر از ان هيکل و شکم خبری نيست چون تمامی پسران به باشگاه بدنسازی ميروند و هر کدام به جای وانت پيکان که با ان کار کنند اسبی دارند که سوارش ميشوند و موهای خود را بر باد ميدهند.

 

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنياد مکن تا مکنی بنيادم

 

پس این سوال بر همگان به وجود ميايد که این موجودات جرا زنده هستند و همچنان نفس ميکشند؟؟؟
ايا اين همآن خشم و غضب خدا نيست؟
ايا اين همان عذاب الهی نيست؟
چه عذابی از اين بالاتر که پسری به دختری بگويد دوست دارم؟
اين همانند انی است که عزراييل به فردی لبخند بزند و بگويد عزيزم بيا بغلم.


خبر جديد:
طبق امار گرفته شده به نتيجه رسيده ايم که اکثر دخترانی که والدينشان نفرينشان ميکنند و به قول معروف اق والدين ميشوند دچار اين گونه عذابها ميشوند .


اخطار:
به تمامی دختران توصيه ميشود هر گاه به همچين موجودی برخورد کرديد ميتوانيد از کلمه ی بپر استفاده کنيد چون انها ميپرند.


 

نوشته شده توسط عسل (مدیر) در یکشنبه 1387/04/09 ساعت 12:29 PM موضوع | لينک ثابت


مردها..........

 

مردهامثل « آگهي بازرگاني » هستند: حتي يك كلمه از چيزهائي را كه ميگويند نميتوان باور كرد

مردها مثل « كامپيوتر » هستند: كاربري شان سخت است و هرگز حافظه اي قوي ندارند

مردها مثل « سيمان » هستند: وقتي جائي پهنشان ميكني بايد با كلنگ آنها را از جا بكني

مردها مثل « طالع بيني مجلات » هستند: هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه مي گويند

مردها مثل « جاي پارك » هستند: خوب هايشان قبلا" اشغال شده و آنهائي كه باقي مانده اند يا كوچك هستند يا جلوي درب منزل مردم

مردها مثل « باران بهاري » هستند: . هيچوقت نميدانيد كي مي آيند ، چقدر ادامه دارد و كي قطع ميشود

مردها مثل « پيكان دست دوم » هستند: ارزان هستند و غير قابل اطمينان

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط عسل (مدیر) در یکشنبه 1387/04/09 ساعت 12:28 PM موضوع | لينک ثابت


سي واقعيت پنهان در مورد آقايون

چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟
به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند

چرا مردها هميشه خوشحال هستند؟
چون آدم های بي خيال فقط می خندند

چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند

اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟
خانم، چرا که آقا راه را گم می کند

شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
شما نمی توانید یک کلمه از ئرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد

ورزش کنار دریای آقایون چیست؟
هر موقع خانمی را در بیکینی می بینند شکم هایشان را تو می دهند

به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
با استعداد

فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟
نرخ اوراق بهادار رشد می کند

خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم

دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند
فکري ندارند - کاری ندارند

در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟
توریست

اگر آقایون هم باردار می شدند آنوقت
خدمات پزشکی در مغازه های خواروبار فروشی هم ارائه می شد

آیا شنیده اید که مردی مدال طلای المپیک را از آن خود ساخت؟
او بعدا آنرا برنز رنگ کرد

یک وضعيت غير قابل كنترل چیست؟
صد و چهل و چهار مرد در يک اتاق

برای درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نیاز است؟
سه تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان میدهند تا گرما به تمام سطئ ماهیتابه برسد

آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
"کثیف" و " کثیف اما قابل پوشیدن"

تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 ميليون توماني بخرد و
یک سیستم صوتی 4 ميليون توماني بر روی آن نصب کند

 

زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه می گذرد؟
ملافه را روی سرشان می کشند و می گویند "تو خیلی نازی عزیزم

یک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر می کند، یک مرد 35 ساله به چیزی فکر می کند؟
به قرار گذاشتن با بچه ها
t20


 

نوشته شده توسط عسل (مدیر) در یکشنبه 1387/04/09 ساعت 12:27 PM موضوع | لينک ثابت


خصوصیات پسر ها:



1-تا وقتی بچه اند هر چی می خوان بدست بیارن براش لج می کنن خودشون رو به درو دیوار می زنن کولی بازی در میارن و..ولی این موضوع فقط ماله دورانه بچگی نیست!!!!!!!!!

2-
ادعا شون میشه مخه ریاضین ولی تو دوران دبیرستان تا نوکه اتودشون میشکنه ترکه تحصیل می کنن
!!!!!

3-
حالشون از دخترا بهم می خوره وبه ضد دختر می سازن!ولی همه میدونن اول و آخر آویزونه دختران(هر کی مخالفه دلیل بیاره
.)

4-
تا مامانه بهش نگا چپ می کنه شب خونه نمیاد
.!!!!

5-
بیچاره ها تو خونه بهشون محبت نمیشه!!!! (آخی
)
معتاد میشن/ قرصxمیخورن/خود کشی میکنن(راستی میدونستین درصد خودکشی پسرا بیشتر از دختراست.اینو گفتم تو نظر دادن دقت کنید
!!!!)

6-
از نظرشون دخترا بی وفان هوس بازن واحساس ندارن ولی خودشون هزار تا دوست دختر دارن که به همشون قوله ازدواج دادن آخر هم هیچ کدومو نمی گیرن
.!!

6-
درصد ورود پسر ها به دانشگاه زیاده ولی در اومدنش...!!!!(البته ورودشون هم بعد از چندین سال پشت کنکوریه که دیگه انقدر امتحان دادن مامان باباهه

دلشون می سوزه با هر بد بختی سوال هاشو می خرن
)

7-
تو آرایش کردن اسم دخترا بد در رفته خداییش قیافه هاشون رو دیدین (البته دخترا با آرایش زیباترمی شن ولی پسرا زیبایی ندارند که بخوان قشنگ ترش کنند
.)

 


 

نوشته شده توسط عسل (مدیر) در یکشنبه 1387/04/09 ساعت 12:22 PM موضوع | لينک ثابت


چقدر زود آدم بزرگ می شویم . . .

ساکی کوچولوی سه ساله یه برادر تازه متولد شده داشت که اسمش مینو mino بود. پدر و مادر ساکی و  مینو خیلی بچه هاشون رو دوست داشتن و البته به مینو به خاطر نوزاد و ضعیف بودنش توجه بیشتری میکردن. ساکی کوچولوی سه ساله همیشه از پدر و مادرش یه درخواستی داشت که باعث تعجب و کمی نگرانی اونها می شد. اون همیشه می خواست چند دقیقه با مینوی نوزاد تنهاش بذارن. ولی پدر و مادر ساکی و مینو این اجازه رو به ساکی نمیدادن چون یه کم نگران بودن که چون گاهی توجه بیشتری به مینو می کنن شاید ساکی از روی حسادت میخواد بلایی سر برادر نوزادش بیاره. ولی بالاخره یه روز در پی اصرار زیاد ساکی اونها قبول کردن که فقط چند لحظه با مینو توی اتاق تنهاشون بذارن. ساکی توی اتاق پیش مینو رفت و در رو بست. پدر و مادر اونها چون نگران بودن یواشکی طوری که ساکی نفهمه از لای در داخل رو نگاه می کردن. اونها دیدن که ساکی کنار برادر نوزادش رفت و آروم دهانش رو نزدیک صورت مینو کرد و پرسید : مینو جون میشه بهم بگی خدا چه شکلیه ؟ آخه من داره یادم میره.

321162932.jpg 
چقدر زود " آدم بزرگ " می شویم . . .


 

نوشته شده توسط عسل (مدیر) در یکشنبه 1387/04/02 ساعت 3:6 PM موضوع | لينک ثابت


انواع دانشجو

ژاپن: بشدت مطالعه مي کند و براي تفريح ربات مي سازد!
 مصر: درس مي خواند و هر از گاهي بر عليه حسني مبارک، در و پنجره دانشگاهش را مي شکند!
هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلي مي شود و همزمان برادر دوقولويش که سالها گم شده بود را پيدا مي کند. سپس ماجراهاي عاشقانه واکشني(ACTION) پيش مي آيد و سرانجام آندو با هم عروسي مي کنند و همه چيز به خوبي و خوشي تمام مي شود!
عراق: مدام به تير ها و خمپاره هاي تروريست ها جاخالي مي دهد و در صورت زنده ماندن درس مي خواند!
چين: درس مي خواند و در اوقات فراغت مشابه يک مارک معروف خارجي را مي سازد و با يک دهم قيمت جنس اصلي مي فروشد!
اسرائيل: بيشتر واحدهايي که او پاس کرده، عملي است او دوره کامل آموزشهاي رزمي و کماندويي را گذرانده! مادرزادي اقتصاد دان به دنيا مي آيد!
 
گينه بي صاحاب!!: او منتظر است تا اولين دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبيله اي درس بخواند!
کوبا: او چه دلش بخواهد يا نخواهد يک کمونيست است و بايد باسواد باشد و همينطور بايد براي طول عمر فيدل کاسترو و جزجگر گرفتن جميع روساي جمهوري امريکا دعا کند!
 پاکستان: او بشدت درس مي خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضويت القاعده يا گروه طالبان در بيايد!
اوگاندا: درس مي خواند و در اوقات بيکاري بين کلاس؛ چند نفر از قبيله توتسي را مي کشد!
انگليس: نسل دانشجوي انگليسي در حال انقراض است و احتمالا تا پايان دوره کواترناري!! منقرض مي شود ولي آخرين بازماندگان اين موجودات هم درس مي خوانند!
امارات : به رشته هاي